| سه شنبه 24 فروردین 1400 | 04:25
سرزمین رمان
قصر رمانها با اتاق هایی که ژانر های مختلف دارند
آخرین ارسال های انجمن

تو می‌آیی : تو نیستی. نیستی اما من به طبق عادت دیرینه، هر غروب تابستان، به بلندای دشت می‌روم و می‌نشینم به تماشای منظره‌ای که عشقمان را ساخت. نمی‌دانم، هنوز هم چیزی از رقص احساسمان به یاد داری یا نه؟ اما من، هنوز هم در تماشای تابلویی که برایمان عشق می‌ساخت؛ غرقم. هنوز هم لباس‌هایم را با تو و به یاد طرز پوشیدن ...

  • 255 روز پيش
  • مرضیه باقری دهبالایی
  • 255 بار بازدید
  • ارسال نظر

خیره‌ در خاطره نقره فام، تمام خیالم را به پرواز در میاورم. زیر نور مهتاب می خواهم با پیچک ها حصاری به دور خود و خیال آشفته ام بکشم. با خود خلوت کنم. امشب می خواهم خود را مهمان یک فنجان تلخ کنم. تلخ تر از روزگارم... همین امشب، خواستم به تو فکر نکنم اما خاطرات تو، تمامِ مرا در آغوش میکشد و عشقت جولان ...

ساماندهی

logo-samandehi

درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سرزمین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.